تبليغاتX
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت -
I FOUND MY FOIBLE!!!!!!!!!
سلام

اول معذرت می خوام از تو که به خاطر پست قبلی ناراحتت کردم

گفتی جوجوی ناامید رو دوست نداری ......جوجو ناامید نیست فقط حس و حال خوبی نداشت

بهش (منظورم خداست) اعتراض کردم چرا به اونایی که بهت توجه نمی کنن حالا همه چی که نه ولی خیلی بهشون میرسی

ولی یاد حرف اون کسی افتادم که داشت در این مورد می گفت ....می گفت خدا به اونا اینقدر میده و میذاره به کثافت کشیده بشن تا وقتی رفتن اونجا دیگه  بهونه ایی نداشته باشن

 

یاد زمان پیامبر افتادم که بیشتر یاراش از مستضعفا بودن.....

وقتی داشتم با اون شخص صحبت می کردم می گفت وقتی امام علی در حال نماز به شهادت رسید در

شام گفتن مگه علی نماز می خوند؟!!!!!!!!  اینقدر تبلیغات ضد امام علی بود که بهش فحش میدادن و

وقتی میرفت بالای منبر همش بهش توهن میشد..بعد از فوت پیامبر دیگه کسی جواب سلام امام علی رو نمی داد

گفت ببین چقدر مظلوم بودن

گفت وقتی خدا حضرت آدم رو آفرید ...حضرت آدم دید بالای عرش نوشته شده محمد.علی.فاطمه.حسن و حسین

وقتی به اسم حسین رسید یه حس ناراحتی بهش دست داد ....آدم از جبرئیل پرسید چرا اینطوری شدم ...جبرئیلم واقعهء عاشورا براش تعریف کرد

گفت اگه می خوای به خد برسی باید اول به اینا برسی........گفت به علی توسل کن

در بحران فکری خفن و بدی بودم و هنوز کامل برطرف نشدم اما با وجود شماها و همونی که بهم دادی دارم بر میگردم

خدا خودت میدونی من چی میگم و چی می خوام و واسه چی اونجاها میرم و...........

میدونم زمان می خواد و امکان رخ دادنش می تونه در حد معجزه باشه.....من کسی که اسمش مثل

اسم کسیه که بهش میگن شیر خدا ........ولی اون کجا و من کجا.......ولی میدونی که چقدر دوستش دارم حالا یکی از دلایلشم هم اسم بودنمونه و بیشتر سعی کردم تا جایی که می تونم مثل اون رفتار کنم هر چند خیلی موفق نبودم نمی تونم به گرد پای پاکش برسم اما همین که بعضی وقتها از بعضی کارها بازم داشتی موفقیته واسه من

و می خوام بهم معجزه نشون بدی

می خوام لایق بشم و دارای لیاقت .........من حرکت کردم پس بده

دیدی امین بلیانی چی می گفت....

گفت وقتی همه درها بستس .........فقط خداست که می تونه کمکت کنه

خدا خیلی بهش احتیاج دارم مگه نمی گن وقت هست و تقریبا خوب سنی هستم ....مگه نمی گی فقط تو برو کمکم می کنی من که رفتم و دارم هنوز میرم.... بهت اعتقاد دارم خیلی زیاد می دونی و می دونم که اگه همین اعتقاد نبود اصلا به فکرش نمیافتم و تا حالا ادامش نمی دادم الانم نا امید نیستم چون تو رو دارم و به گفته بعضی ها زمان هست و کسی که همه تلاش هام واسه اونه شاید باورش نشه ولی تو که میدونی و باورت میشه....میدونم زمان داره میره منم سعی کردم امسال رو با زمان برم و حتی بعضی جاها ازش زدم جلو اما زدنم زمین تا نتونم اما نمی دونستن کیا پشمن حالا می خوام دوباره برم جلو....خدا دیدی هنوز عهدم رو باهات نشکستم.... در اون مورد هم جبران می کنم ...خودت دیدی که نشد از اون راهیی که گفتی ....خدا میدونم تنها کسی هستی که حرفم رو کامل میدونی و میفهمی دوباره میرم....یه راه دیگه هست ولی ریسکش از بقیه خیلی بالاتر هستش و هنوز در مورد انجام دادنش مطمئن نیستم هنوز احتیاج به تحقیق داره....آهان راستی اون یکی راه هم که تهیه وسیله انجام کارش دوره  در این مورد هم احتیاج به کمکت دارم


میشکنم گردن. گردن کشان..............میشکنم دست دربان را

شما مست نگشته اید و از آن باده نخوردید                            من چنان مستم که شما ندانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 23:57  توسط علی   |